تبلیغات

کد دعای فرج برای وبلاگ

به وب سایت منتظران یوسف زهرا (عج) خوش آمدید

                                                                              
 
                                              خروج شروسی از ارمنیه و آذربایجان                                      
 
علی بن ابراهیم بن مهزیار که به خدمت حضرت مهدی(عج) رسید، آن حضرت از وی احوال شیعیان را در عراق پرسید، عرض کرد:
(همه در تنگی زندگی می کنند و شمشیرهای بنی شیبان(بنی العباس) همواره بر سر ایشان است.
فرمود: خدا بکشد ایشان را).
سپس فرمود: (گویا می بینم این جماعت را که در دیار خود کشته شوند و امر خدا ایشان را در شب یا روز بگیرد).
عرض کرد: (یابن رسول الله چه وقت خواهد بود این امر؟)
فرمود:
(وقتی که بین شما و بین کعبه حائل شود به جمعی که هیچ بهره ای ایشان را نیست 0یعنی قرامطه)، خدا و رسول از ایشان بری است و سرخی در آسمان پیدا شود که در میان سرخی عمودهایی باشد مانند عمدهایی از نقره که متلألأ، و با نور باشد و سه شب پیدا شود (یعنی در وسط سرخی خطهای سفیدی درخشنده پیدا شود) و شروسی از ارمنیه و آذربایجان خارج شود و قصد ورای ری کند، آن کوهی را که مجاور با کوه سرخی است که متصل به کوههای طالقان است پس بین او و بین مروزی جنگ عظیمی رخ دهد که صغیر پیر و کبیر ساقط گردد و کشتار در میان ایشان زیاد شود، پس در آن وقت متوقع باشید خروج او را به بغداد، پس درنگ نکند تا اینکه به ماهان رسد پس حرکت کند، تا به واسط عراق برود، پس یک سال یا کمتر زیست کند، پس به سمت کوفه حرکت کند. پس بین ایشان از نجف تا حیره جنگ سختی باشد که عقول را مدهوش کند، در آن هنگام هلاکت و نابودی هر دو گروه است).
و در خبری که از کعب الاخبار منقول است گفت:
(و جنگ اولاد عباس با جوانان ارمنیه و آذربایجان).
امیرالمؤمنین(ع) نیز به سرخی که در آن حدیث بود اشاره فرمود، در آن حدیثی که عمر بن سعد را مخاطب قرار داده، فرمود:
(قائم قیام نخواهد کرد تا اینکه چشم دنیا کور شود و سرخی در آسمان نمایان شود و این علامت گریه حاملین عرش است بر اهل دنیا).
سپس بنی العباس و انقراض ایشان را ذکر فرمود، و در (الزام الناصب) از کتاب عبدالله بن بشّار رضیع حضرت سیدالشهداء(ع) چنین گفته:
(و خروج شروسی از بلاد ارومیّه به سمت آذربایجان که او را تبریز می نامند و از آنجا اراده کند ورای ری را (مانند حدیث ابن مهزیار تا: کبیر ساقط شود) سپس گفته: پس منتظر باشید خروج او را به زوراء و آن بغداد است و آن ارض شوم و ملعون است، لشکری بالغ بر صد و سی هزار برای تسخیر بغداد بفرستد و تا سه روز بر جسر بغداد جنگ کند چنانکه هفتاد هزار از طرفین بر روی جسر کشته شود به طوری که آب دجله از خون رنگین و از اجسام متعفن گردد و دوازده هزار باکره را بکارت بر دارند).
بالجمله اینها اموری است که راجع به بنی العباس و انقراض ایشان است و غیر این نیز بسیار است که إخبار از احوال ایشان و اختلاف ما بین ایشان و ضعف و انکسارشان نموده، الّا اینکه این چند امر شبهه انداز است لهذا به آنها اشارت شد.
بلی اگر بر وجه بعید احتمال داده شود که از امارات قیام است یا احتمال تجدد شبه این حوادث داده شود، پس از حوادث قریبه خواهد بود که بعدا ذکر می شود.
 
19- ذکر سه حادثه مبهم و مجمل:
 
یکی: ستاره دنباله دار است که معلوم نیست به چه کیفیت است و آیا از علامات قیام است یا از علامات فرج از بنی عباس؟ و ستاره دنباله دار هم بسیار بوده و و اقع شده است .
از امیرالمؤمنین(ع) روایت است که فرمود:
( برای خروج قائم(عج) ده علامت است: اول آن ستاره دنباله دار « و تقارب من الحادی » (الحاوی خ، المجاری خ) و مراد به طور تحقیق معلوم نیست.
سپس فرمود: (در ظهور این ستاره هرج و مرج خواهد شد).
و سپس فرمود:
(از علامت تا علامت دیگر فاصله هاست).
پس ظاهر است که از علامات متصل به قیام نیست.
و در (ملاحم و فتن) از امیرالمؤمنین(ع) روایت فرمود:
(زمین بغداد دو مرتبه بلا دیده، مرتبه سوم را انتظار دارد).
گفتند: 0مرتبه سوم چه وقت است؟)
فرمود: (وقتی که جسر آن بسته شود و ستاره های دنباله دار ظاهر شود، در آن وقت بر جسر آن کتیبه هایی از لشکر کشته شوند).
و در این امر واقع شده است، چنانکه تواریخ متذکر است و احادیث پیش هم اشاره داشت.
و در (روضه کافی) اشاره به ستاره دنباله دار شده است اما ظاهر او چنین می نماید که مراد ستاره نیست بلکه کنایه از شخص است.
امیرالمؤمنین(ع) فرمود:
(موعد نزدیک شد و مدت منقضی گشت).
(و بدالکم النّجم ذو الذّنب من قبل المشرق و لاح لکم القمر المنیر)
و ظاهر شد برای شما ستاره دنباله دار از طرف مشرق و درخشید برای شما ماه نور دهنده.
سپس فرمود:
(وقتی که چنین شد برگشت به توبه کنید و بدانید اگر شما پیروی طلوع کننده از مشرق کنید، شما را بر منهاج رسول رهبری کند).
و این ظاهر است که مراد از ستاره همان خراسانی یا سید حسنی است که از مشرق است و دنباله او کنایه از کثرت سپاه او است و قمر منیر حضرت صاحب(عج) است.
 
20- دوم: طلوع خورشید از مغرب:
 
آن چه در زبانها متعارف است همین است، و اما آنچه در عبارت حدیث است « و طلوع الشمس من مغربها » یعنی طلوع خورشید از مغرب خود و این معنائی است مجمل و مراد معلوم نیست که چگونه از مغرب خود طلوع کند.
مناسب متعارف این است که گفته شود (و طلوع الشمس من المغرب) آن وقت ظاهر در این است که خورشید از مغرب طلوع کند، علی کلّ حال این عبارت از امیرالمؤمنین(ع) نقل شده که بعد از ذکر دجّال فرمود:
(سپس دابّه الارض سر خود را بلند کند از بین خافقین به اذن خدا بعد از طلوع خورشید از مغرب خود).
و حضرت باقر(ع) فرمود:
(خداوند آیاتی در آخرالزّمان نشان خواهد داد: دابّة الأرض و دجّال و نزول عیسی بن مریم(ع) و طلوع خورشید از مغرب خود).
اگر صرفا همین دو روایت بود می گفتم مراد از طلوع خورشید از مغرب خود حضرت مهدی(عج) است، ولی در حدیث دیگر از امیرالمؤمنین(ع) از پیغمبر(ص) فرمود:
(ایشان از ساعت، ده چیز است).
پس فرمود: (و خروج قائم و طلوع خورشید از مغرب خود).
پس معلوم نیست که از علامات قیامت است یا از علامات قیام، وجه دیگر نیز برای طلوع خورشید از مغرب خواهد آمد.
 
21- تشکیل امیرالأمراء در مصر.
در عبارت امیرالمؤمنین(ع) معلوم نیست که مراد انقضاء خلافت است از بغداد و تشکیل او در مصر چنانکه شد، یا اینکه بعد واقع خواهد شد و همچنین ذبح کبش خروف در همان حدیث غیر معلوم المراد است.
 

 
به امید فرج حضرت بقیةالله روحی و ارواحنا له الفداء (عج)
اللهم الشف صدر الحسین بظهور الحجه(عج)




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 مرداد 1389 توسط محمد مالکی


گل نرگس
آخرین مطالب
نویسندگان
نظر سنجی
پیوند ها
آرشیو مطالب
آمار سایت