تبلیغات

کد دعای فرج برای وبلاگ

به وب سایت منتظران یوسف زهرا (عج) خوش آمدید

ازمتون زرتشتی و روایات اسلامی چنین بر می‏آید كه در سالهای نزدیك ظهور،لشكر روم (غربیان) پیشاپیش، عراق را فتح كرده و در آنجا مستقر می شوند.سپس تركها از ارمنستان و آذربایجان برشوریده و با ایرانیان می جنگند. آنگاه، رومیان (غربیها) از مناطق غربی و جنوبی به ایران حمله ور می شوند.لشكریان سفیانی نیز پس از تسلّط بر سرزمین شام و ورود به عراق، ابتدا برایدرگیرشدن با زمامداران ایران و سپس برای آسیب رساندن به نیروهای حسینیخراسانی، به سوی مرزهای غربی ایران می‏شتابند.


در این زمان،حسینی خراسانی و یارانش، پس از تسلّط بر بخشهایی از چین و آسیای میانه،برای یاری حسنی گیلانی و نجات ایرانیان از شرّ دشمنان، و به قصد آزادسازی عراق، از از طریق افغانستان وارد ایران می‏شوند. بر این اساس، درآخرالزمان، كشور ایران در محاصره كامل نیروهای دوست و دشمن قرار می‏گیرد؛چنان‏كه امام علی(علیه السلام) در این باره می‏فرماید:


... حلقه محاصره تنگ شود...(1).

شواهد و قرائن موجود نیز از شكل‏گیری چنین وضعیّتی در آینده ای نزدیك خبر می‏دهند، و به گفته تحلیل‏گران و صاحب نظران:

با توجّه به حضور نظامی امریكا در افغانستان و روابط دولتهای پاكستان، 

افغانستان، جمهوری آذربایجان و تركیه با دولتهای امریكا، اسرائیل 

و اتّحادیّه اروپا می‏توان گفت كه حضور نظامی امریكا در عراق به منزله

محاصره كامل نظامی ایران و سلطه مستقیم بر خلیج فارس است(2).


قطعی‏بودن حمله به ایران

برخیسیاستمداران خوش‏بین، حمله به عراق را امری حتمی، ولی سخن گفتن از حمله بهایران را غیر جدّی و نوعی بازی سیاسی می‏پندارند؛ در حالی كه رانان لاری،سیاستمدار امریكایی و وابسته ارشد مركز مطالعات راهبردی و بین‏المللی درواشینگتون، در مقاله‏ای كه بیانگر طرز تفكّر حاكم بر سیاستمداران ایالات متّحده امریكاست، می‏گوید:

جورج بوش و دیك چنی و دیگر دولتمردان امریكا، این روزها وقتی در باره

عراق حرف می‏زنند، در واقع در مورد ایران نظر دارند. غیر قابل تصوّر است 

كه امریكا به عراق حمله كند، زرّادخانه و لابراتوارهای غیر متعارف آن را 

نابود سازد و پیروز شود، و در همین حال، ایران سَرِِ جایش باشد... 

باید همزمان به هر دو كشور ایران و عراق، ضربه‏ای كاری وارد آید(3).

اریئل شارون، نخست وزیر اسرائیل نیز، اخیراً در گفت‏وگویی با روزنامه تایمز، گفت:

ایران باید هدف بعدی پس از حلّ مسأله عراق باشد؛ 

زیرا این كشور برای خاورمیانه، اسرائیل و اروپا خطرناك است(4).

همچنین، روزنامه كانادایی تورنتو استار در یك گزارش مفصّل نوشت:

هدف اصلی در جنگِ پیش روی (حمله امریكا به عراق)، 

جمهوری اسلامی ایران است كه از نگاه اسرائیل، مجرم اصلی و دشمن

بسیار خطرناك می‏باشد و در حقیقت، عراق بهانه‏ای از پیش تعیین شده

برای تازیانه‏زدن به امریكا بود كه بتوان او را دیوانه‏وار وارد جنگ نمود

و اعزام شمار انبوهی از نظامیان امریكایی به بین‏النّهرین را توجیه كرد(5).

نشریّه معروف كانادایی تورنتو سان نیز طیّ تحلیلی می‏نویسد:

در امریكا راست‏گرایان حاكم در كاخ سفید در حال حاضر سرگرم طرح 

نقشه اشغال ایران(6) پس از عراق و اشغال ذخایر نفتی هستند. 

آنها امیدوارند یك حكومت امریكایی در ایران قدرت را به دست گیرد.

تورنتو سان می‏افزاید:

ایالات متّحده در انتظار این لحظه در آن زمانی است كه نظامیان 

این كشور در عراق استقرار یافته باشند. آنان در شرایط كنونی 

مخفی نمی‏كنند كه ورود نیروهای نظامی امریكا ممكن است 

از سمت عراق (غرب ایران) صورت بپذیرد و در همان زمان 

ارتش اسرائیل معضل همیشگی خود با سوریه و لبنان را 

حلّ و فصل كند. ریچارد پرل، معاون وزارت دفاع امریكا، 

از تهاجم وسیع در برنامه TVO سخن می‏گوید: امریكا در حال 

آماده‏شدن برای حمله نظامی به سوریه، ایران و لبنان است(7).

نوام چامسكی در باره حمله به ایران می‏گوید:

حقیقت این است كه جنگ با ایران امری است كه احتمالاً در شرف

وقوع است. این امر كاملاً آشكار شده است كه 12 درسد از نیروی

هوایی اسرائیل در حال حاضر در جنوب شرق تركیه مستقر شده‏اند

و علّت این حضور، كسب آمادگی برای حمله به ایران است(8).

دراینجا شایسته یادآوری است، اینكه زمامداران امریكایی به طور آشكار از جنگو برخورد نظامی با ایران سخن نمی گویند، دلایلی دارد، از جمله:

1. هنوز زمان اعلان جنگ فرا نرسیده است.

2. نمی‏خواهند روحیّه ستیزه‏جویی و سلحشوری ملّت ایران را خیلی زود تحریك كنند.
3. در صددند سران ایران را از كسب آمادگیهای لازم برای رویارویی با شرایط دشوار جنگ باز دارند.

البتّه امریكاییها به خاطر ترس از افزایش توان دفاعی ایران و تجربیّات فراوان نیروهای نظامی این كشور در جنگ هشت‏ساله با عراق و نیز به دلیل هراس ازروحیّه جنگاوری ایرانیان و برای برنیانگیختن خشم دولتهای اروپایی و روسیه و چین كه در ایران منافع زیادی دارند، بیش از جنگ، روی فروپاشی طبیعی نظام جمهوری اسلامی ایران بر اثر مواجه‏شدن با مشكلات داخلی برآمده از اختلاف رهبران، ضعف مدیریّتها و تحریمهای اقتصادی و تهاجم فرهنگی دنیای غرب، حساب باز كرده‏اند؛ چنان‏كه دونالد رامسفلد، وزیر دفاع 70 ساله امریكایی،اخیراً طیّ سخنانی گفته است:

رژیم اسلامی ایران یا توسّط مردم یا تحت تأثیر مشكلات داخلی
و دسته‏بندیهای درونی خود رژیم سقوط خواهد كرد(9).

امّاغربیها هنگامی كه می‏بینند مدّتی طولانی از عمر انقلاب ایران گذشته، ولی آرزوی فروپاشی نظام جمهوری اسلامی ایران از درون محقّق نگشته است، و ازسوی دیگر، پیشرفتهای ایران در زمینه فن‏آوری هسته‏ای خطری بزرگ برای دشمنانش، خصوصاً اسرائیل، به شمار می‏رود، روحیّه خویشتن‏داری را از دستداده، كاسه صبرشان لبریز شده و اقدام به تهاجم نظامی می‏كنند.

جالب است بگوییم، در استخراجی جفری نیز كه در سال 1379هـ .ش انجام گرفته و درآن از چگونگی برخورد امریكا با ایران در عصر حاضر سؤال شده است،كلمات صبر و حرب دیده می‏شوند.

در هر حال، متون زرتشتیان،روایات اسلامی و اشعار نوسترادموس، همه حاكی از آن‏اند كه خطرهایی جدّیایران عزیز ما را از شمال غرب، غرب و جنوب تهدید می‏كنند. برخی محاسبات جفری نیز از وقوع حملاتی از روی آب خبر می‏دهند كه دریای خزر و خلیج فارس،هر دو، را شامل می‏شوند.

ذخایر دریای خزر

بعد از خلیج فارس و سیبری، دریای خزر یكی از مهمترین ذخایر نفت جهان را داراست. در قلمرواین دریا، در سواحل تركمنستان، قزّاقستان، روسیه و جمهوری آذربایجان،منابع غنی نفت خام وجود دارند. در آبهای ساحلی ایران نیز منابع نفت خامیافت می‏شوند. در كنار منابع نفت دریای خزر، از منابع عظیم گاز آن بایدیاد كرد. ذخایر قطعی گاز منطقه خزر بین 236 تا 337 تریلیون فوت مكعّباست(10). آمار ارائه‏شده در باره ذخیره احتمالی نفت دریای خزر، حدود 50میلیارد بشكه می‏باشد. البتّه بیشتر حجم ذخایر انرژی این دریا در حوزه شمالی آن انباشته شده است. ناكامیهای حاصل از حفّاری در مناطق جنوبی دریایخزر و ارزیابی جامع زمین‏شناسی، از كمبود منابع انرژی در حوزه جنوبی ایندریا و مناطق بكر و پُرعمق آن خبر می‏دهند. شگفت اینكه همین مناطق، اخیراًموضوع منازعات سرزمینی شده اند(11).

چالش بر سر خزر

بحران تعیین رژیم حقوقی دریای خزر، از سال 1991م كه اتّحاد جماهیر شوروی فروپاشید، تا كنون ادامه دارد. بیش از یك دهه چالش میان پنج كشور ساحلی دریای خزر، یعنی ایران، روسیه، آذربایجان، قزّاقستان و تركمنستان، برای كسب سهم بیشتر از این دریا در جریان است، و علی‏رغم برگزاری اجلاسهای متعدّد كه اوج آنها برگزاری نشست سران این كشورها در اوایل اردیبهشت 1381 در پایتخت تركمنستان (عشق‏آباد) بود، هنوز به توافق همگانی دست نیافته‏اند.

ایران در ابتدا برای حلّ و فصلّ رژیم حقوقی دریای خزر، خواهان تقسیم مشاع این دریا بود. سپس از سال 1998م/ 1377هـ .ش راه حلّ تقسیم مساوی خزر به نسبت سهم 20 درصدی برای هریك از كشورها را پیشنهاد كرد.
تركمنستان كه در شرق خزر قرار دارد، با این نظر موافق است، امّا سه كشور دیگر (روسیه،قزّاقستان و آذربایجان) تقسیم این دریا بر اساس خطّ میانی یا طول ساحلی هریك از كشورها را خواستارند. بر همین اساس، قزّاقستان و روسیه در ماه مهسال 2002 (اردیبهشت 1381) موافقتنامه دوجانبه‏ای در بار ه تعیین مرزهای دریایی یكدیگر امضا نمودند. چند ماه بعد، روسیه و آذربایجان نیز قراردادمشابهی منعقد كردند.

امضای این موافقتنامه‏ها كه بدون در نظر گرفتن مواضع ایران و تركمنستان انجام گرفت، با اعتراض ایران روبه‏رو شد، و تهران با كشاندن موضوع به سازمان ملل متّحد، اعتراض خود را به عنوان سند این سازمان منتشر كرد. ایران به توافقی استناد می‏كند كه در سال 1992م بر اساس آن، پنج كشور ساحلی خزر متعهّد شدند كه تعیین رژیم حقوقی این دریا باید بااجماع كامل كشورها صورت گیرد. امّا از سال 1992م تغییرات ژئوپلتیكی درمنطقه، اشتهای سیری‏ناپذیر و هجوم شركتهای نفتی خارجی به میدانهای نفت وگاز خزر و ضعف دیپلماسی ایران در این پهنه آبی سبب شده تا تحوّلات مربوط به رژیم حقوقی بزرگترین دریاچه جهان به زیان ایران رقم زده شود(12).

گفتنی است، تقسیم بستر دریای خزر بر اساس طول ساحل، با توجّه به قرارگرفتن سهم آبی ایران بین خطّ مستقیم آستارا‏ـ‏خلیج حسینقلی و نوار ساحلی، باعث تقلیل آن به 12 درصد می‏گردد. تحمیل این امر، به كشوری كه تا پیش از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی، حقوق مساوی و مشترك در تمام پهنه دریای خزر داشت، بااصول انصاف و عدالت مغایر است(13).

اصول كلّی حقوق بین‏الملل اشعارمی‏دارد كه دریاها را می‏توان تقسیم‏بندی كرد، ولی دریاچه‏ها باید تحت حاكمیّت مشترك دولتهای ساحلی باشند. ایران باید این برگ برنده را در دست بگیرد تا بتواند حقّ خود را، البتّه به دور از توهّم، به دست آورد(1?).بنا بر این، هر گونه نرمش آشكار یا سازش پنهان در برابر خواسته‏های غیرمنطقی همسایگان شمالی، خیانتی بزرگ به شمار می‏رود، و به اعتقاد برخی صاحب‏نظران، رژیم حقوقی دریای خزر، در حكم پیش‏لرزه‏های تجزیه ایران است؛زیرا رژیم فعلی حاكم بر این دریا، به مفهوم از دست دادن بخشی از حاكمیّت جمهوری اسلامی، و در نتیجه تجزیه یران خواهد بود (1?).

توطئه جدید غربیان در حوزه خزر

امریكاییانبرای تسلّط بیشتر بر منطقه خلیج‏ فارس و غارت منابع عظیم نفتی آن، در صددكشاندن بحران به حوزه نسبتاً آرام خزر و درگیرنمودن كشورهای همسایه این منطقه با یكدیگرند. اكنون دشمنان غربی ما برای تحقّق‏بخشیدن به این هدف شیطانی و دیگر اهداف شوم خود، به جنگ كشاندن دو كشور شیعه‏مذهب و با اصالت ایرانی، یعنی آذربایجان و ایران، را در صدر برنامه‏های خود قرار داده‏اند،و با تقویت روابط خویش با دولت باكو و افزایش توان نظامی این كشور، آذریهارا برای جنگ با ایران در آینده‏ای نزدیك آماده می‏سازند. 

نِزاویسِمایا،روزنامه معتبر روسی، اخیراً با اشاره به اینكه نیروهای مسلّح جمهوری آذربایجان با شتاب بی‏نظیری با استانداردهای نظامی ناتو(16) هماهنگ می‏شوند، نوشت: 

توجّه اصلی كارشناسان نظامی ناتو به مدرنیزه‏كردن ناوگان نظامی 

جمهوری آذربایجان، تقویت مرزهای دریایی و تجهیز فرودگاههای 

این كشور برای كنترل حریم هوایی خود است (17).

دراینجا به سران دولتها و نیز ملّتهای حوزه خزر هشدار می‏دهیم، متوجّه توطئه‏های شیطانی بیگانگان غربی و یهودیان باشند و بدانند كه در صورت بروزجنگ بین كشورهای این منطقه، خصوصاً ایران و آذربایجان، آرامش تمام منطقه بر هم خورده و همه كشورهای حاشیه خزر آسیبهای زیادی خواهند دید، امّا گویاتقدیر الهی، چیزی فراتر از خواسته‏های قلبی خیرخواهان را رقم می‏زند، واهل خزر نیز مانند دیگر امّتهای معاصر، به سبب غفلت و فساد، در آستانه ظهور منجی، در حال گرفتارآمدن به عذاب جنگ و پیامدهای ناگوار حاصل ازآن‏اند.



همچنین، به جنگ‏افروزان غربی و دوستان یهودی‏شان یادآور می‏شویم، با شعله ورشدن ‏ آتش جنگ و بروز بحران در حوزه خزر، آگاهی و بیداری ملّتهای شجاع و سلحشور این منطقه، رشدی پُرشتاب یافته و زمینه برای قیامهای پیش از ظهور فراهم می شود. 



زمینه درگیری بین ایران و آذربایجان

زیاده‏خواهیجمهوری آذربایجان در سهم خود از دریای خزر و عملیّات اكتشاف و استخراج یكجانبه این كشور با كمك شركتهای غربی در میدان مشترك نفتی البرز و عدمتوجّه به حقوق و سهم ایران از این حوزه نفتی، زمینه درگیری بین دو كشور درعرصه آبهای خزر را فراهم می‏آورد. همچنین آذریها سالهاست با تحریك دشمنان غربی ایران، طمع خام تجزیه آذربایجانِ ایران و الحاق آن به كشور كوچك خودرا در سر می‏پرورانند، كه این امر، به درگیری نظامی بین دو كشور درعرصه‏های خاكی نیز خواهد انجامید.

نوام چامْسْكی، نویسنده و دانشمند برجسته امریكایی نیز اخیراً گفت:

تلاشهایی برای برانگیختن آذری زبانها در حال انجام است كه تركها را از 

ایران جدا كنند یا اینكه ایران را از منابع نفتی دریای خزر محروم سازند(18).

گفتنی است، كشور آذربایجان در گذشته‏های نه چندان دور، بخشی از سرزمین ایران بودو به دنبال دو دوره جنگهای ایران و روسِ تزاری و شكست قوای فتحعلی‏شاهقاجار كه به انعقاد قراردادهای گلستان در سال 1228هـ .ق و تُرْكَمان‏چای(رودِ تركمان) در سال 1243هـ .ق منتهی شد، همراه سرزمینهای شمالی روداَرَس، به روسیه واگذار و از ایران جدا گردید(19).

جالب است بدانید، بر اساس شواهد تاریخی و به اعتقاد صاحب‏نظران، تنها آذربایجانِ ایران از قدیم به این نام شهرت داشته است، و هدف از انتخاب نام آذربایجان برای نخستین بار در سال 1918م برای جمهوری تازه‏تأسیسی كه بخشی ازسرزمینهای جنوبی قفقاز به شمار می‏آمد و اَران نام داشت، ظاهراً این بودكه وانمود كنند آذربایجان نام سرزمین واحدی است كه بر اثر جنگها واختلافات ایران و روس دو پاره شده و پس از آزادیِ بخش شمالی آن از استیلای روس، باید بخش جنوبی آن هم از سلطه ایران آزاد شود(20).

زمینه درگیری در خلیج فارس

نزدیك‏بودن جزایر ابوموسی، تنب(21) بزرگ و تنب كوچك به تنگه راهبردی هرمز در منطقه حسّاس خلیج فارس و اختلاف ایران و امارات عربی متّحده بر سر مالكیّت این جزایر، زمینه را برای دخالت بیگانگان غربی و به جنگ كشاندن ایران باكشورهای عرب عضو شورای همكاری خلیج فراهم نموده است.

گفتنی است،جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب كوچك از ابتدا متعلّق به ایران بود، تاآنكه انگلیسیها، به علّت ضعف دولت مركزی ایران و به بهانه مبارزه با دزدان دریایی و برده‏فروشی، در سال 1282هـ .ش (1903م) این جزایر را اشغال نمودند. دولت بریتانیا در تداوم سیاستهای استعماری خود برای تسلّط برجزایر یادشده، در سال 1300هـ .ش (1921م) و پس از تجزیه رأس‏الخیمه ازشارجه، در صدد برآمد كه جزایر تنب بزرگ و تنب كوچك را جزء رأس‏الخیمه وجزیره ابوموسی را ضمیمه شارجه كند كه با مخالفت شدید دولت ایران مواجه شد.این جزایر مدّتی در اختیار شیوخ رأس‏الخیمه و شارجه بودند تا آنكه همزمان با خروج نیروهای انگلیسی از خلیج فارس و تأسیس كشوری مستقل به نام امارات عربی متّحده، در سال 1350هـ .ش (1971م)، دولت ایران به باز پس‏گیری جزایر یادشده اقدام نمود. همان زمان، بین ایران و شارجه، با پادرمیانی انگلیس،در باره جزیره ابوموسی یادداشت تفاهمی امضا گردید كه در آن ضمن اشاره به حضور مشترك ایرانیها و شارجه‏ایها در جزیره ابوموسی، هیچ‏ كدام از طرفین،از ادّعای مالكیّت این جزیره صرف‏نظر نكردند. حاكمیّت ایران بر جزایرسه‏گانه همچنان ادامه داشت تا اینكه در سال 1371هـ .ش (1992م) در پیِ جلوگیری ایرانیان از ورود گروهی از اتباع غیر اماراتی به جزیره ابوموسی ومخالفت دولت ایران با اقدامات مشكوك دولت امارات در بخش عرب‏نشین این جزیره، بار دیگر مناقشه بر سر مالكیّت جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب كوچك آغاز گردید و كشورهای عرب عضو شورای همكاری خلیج نیز آشكارا از ادّعای واهی امارات عربی متّحده حمایت كردند(22).

حمله به ایران و پیامدهای آن


پیشگوییهای متون زرتشتی

براساس عبارتی از اوستا، ایرانیان، پس از تحمّل یك دوره خشكسالی درآخرالزمان، ناگهان شاهد بارندگی زیاد و سیل گسترده و تهاجم نظامی دشمنان به كشورشان خواهند بود:



بناگاه سیل ممالك آریایی را فرا گیرد. بناگاه لشكر دشمن به

ممالك آریایی درآید. بناگاه ممالك آریایی در هم شكند(23).

شایسته یادآوری است، به گفته یكی از كارشناسان نظامی، از عبارت اوستا چنین برمی‏آید كه تهاجم به ایران به صورت عملیّاتِ پس از باران خواهد بود؛ زیراچنان كه می‏دانید، پس از باران، در نیروهای دفاعی (پدافندی) كه از قبل درمنطقه مستقرّند، نوعی حالت خستگی و زمینگیرشدن پدیدار می گردد كه اجرای عملیّات نظامی را برای آنان بسیار مشكل می‏كند، امّا در نیروهای تازه‏نفسی كه به صورت عمل كننده (آفندی)، پس از باران وارد منطقه می‏شوند، نوعی نشاط و شادابی و آمادگی برای اجرای عملیّات نظامی وجود دارد و خیس‏بودن و چسبندگی خاك نیز مشكل چندانی برای آنان ایجاد نمی‏كند. 

در بندهش از حمله تركها و رومیان (غربیها) به سرزمین ایران سخن به میان آمده است:

... ترك به شمار بسیار و درفش بسیار اندر ایرانشهر(24) تازند 

این ایرانشهرِ آباد خوشبوی را [ویران كنند] . . . هنگامی كه 

رومیان آیند، یك سال حكومت رانند و آن هنگام از سوی كابلستان 

یكی آید كه بدو فره(25) است . . . كی بهرام خوانند(26).



درفشِ(پرچم) بسیار از شركت نیروهای چند ملّیّتی و كشورهای مختلف در این تهاجمحكایت دارد. بر اساس این عبارت، حدود یك سال پس از تسلّط غربیها بر مناطقمرزی ایران، بهرام (شعیب بن صالح) از كابلستان (افغانستان) به سوی ایرانآمده، با تقویت قوای حسنی گیلانی، متجاوزان را از مرزهای غربی كشور به عقب می‏رانَد.

برخی عبارات نیز از استقرار امریكاییان و دیگر نیروهای غربی در سرزمین عراق و مناطق غربی ایران و براندازی حكومت عربها وخوارشدنشان به دست ایشان، خبر می دهد:

گروهی آیند سرخ نشان و سرخ درفش و پارس و روستاهای

ایرانشهر تا بابل بگیرند و ایشان تازیان را نزار كنند(27).

گفتنی است، سرخ درفش در عبارت یادشده ظاهراً به پرچم نیروهای امریكایی اشارهدارد كه رنگ سرخ بر آن غالب است. همچنین می تواند به پرچم نیروهای سفیانیاشاره داشته باشد كه طبق روایات اسلامی سرخ رنگ است و پس از حمله بهایران، به سوی منطقه فارس، در جنوب غربی كشور، پیشروی می كنند.

براساس برخی متون قدیم زرتشتیان، در تهاجم به ایران، عربها نیز با تركها وغربیها همكاری می‏كنند، همان ‏گونه كه در حمله قریب‏الوقوع امریكا ومتّحدانش به عراق، با مهاجمان غربی همكاری خواهند نمود:

تازیان با رومیان [و] تركان اندر آمیزند و كشور بیاشوبند...(28).





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 مرداد 1389 توسط محمد مالکی


گل نرگس
آخرین مطالب
نویسندگان
نظر سنجی
پیوند ها
آرشیو مطالب
آمار سایت