تبلیغات

کد دعای فرج برای وبلاگ

به وب سایت منتظران یوسف زهرا (عج) خوش آمدید

در آخرالزمان مردم شاهد بدترین نوع حکومتها در طول تاریخ خواهند بود. در این دوره چیزی جز خشم و خودخواهی و شهوت و نادانی بر جهان حکومت نمی کند، و ریاست بر مردم، با زر و زور و تزویر همراه می شود.
حاکم شدن همۀ گروهها
از جمله دلیلهای طولانی شدن دورۀ غیبت امام مهدی(علیه السلام) آن است که پیش از ظهور آن بزرگوار باید همۀ گروههای جامعه مدتّ زمانی بر مردم حکومت کنند. 
امام باقر(علیه السلام) می فرماید:
بی گمان دولت ما آخرین دولتهاست، و خانواده ای که برای آنان دولتی باشد
باقی نمی ماند، مگر آنکه پیش از ما به حکومت می رسند، تا هنگامی که
روش ما را دیدند نگویند: اگر ما حاکم بودیم مانند روش اینها رفتار می کردیم،
و این، سخن خدای متعالی است: « و پایانِ کار از آنِ پرهیزکاران است(1)»(2).
نیز امام صادق(علیه السلام) فرمود:
این امر (ظهور) نخواهد بود تا آنکه گروهی از مردم باقی نماند
مگر آنکه سر پرست مردم شود، تا گوینده ای نگوید: اگر ما
سرپرست می گردیدیم به عدالت رفتار می کردیم.
سپس قیام کنندۀ به حقّ و عدل برمی خیزد(3).
با نگاهی گذرا به تاریخ یک قرن گذشته چنین می یابیم که گروههای مختلف جامعه، هر کدام در مدّتی کوتاه یا دراز، بر مردم حکومت کرده اند؛ از نظام پادشاهی گرفته تا نظام جمهوری، از نظام سرمایه داری (کاپیتالیستی) در غرب تا نظام اشتراکی (کمونیستی) در شرق و سر انجام حکومت روحانیّون در ایران، و تنها دو گروه باقی مانده اند که برای مدّتی کوتاه باید به قدرت برسند، یکی، گروه سیاه نشان دوم که بر خراسان حاکم می شوند و حکومتشان به حکومت امام مهدی(علیه السلام) متّصل می گردد و دیگری، گروه سرخ نشان یا بنی امیّه در شام است که به دست گروه سیاه نشان دوم نابود می شوند. 
---------------------------------------------------------
1. قرآن کریم، سورۀ اعراف، آیۀ 128.
2. بحار الأنوار، ج 52، ص 339، ذیل ح 83.
3. بحار الأنوار، ج52، ص 244، ب 25، ح 119.
حکومت زورگویان ستمگر
رسول خدا(صلّی الله علیه وآله) فرمود: 
به زودی پس از من جانشینانی و پس از جانشینان، امیرانی 
و پس از امیران، پادشاهانی و پس از پادشاهان، زورگویانی 
خواهند بود. سپس مردی از خاندان من خروج می کند که زمین 
را از عدل پُر خواهد نمود، چنان که از ستم لبریز شده است...(1).
نیز از از آن بزرگوار روایت شده است:
به زودی بر مردم زمانی فرا می رسد که در آن، حکومت 
جز با کشتار و زورگویی به دست نمی آید...(2).
همچنین در حدیثی دیگر از رسول خدا(صلّی الله علیه وآله) می خوانیم:
... کسانی بر مردم چیره می‏شوند که اگر لب بگشایند،
آنان را خواهند کشت، و اگر خاموش بمانند، حقّشان را
مباح می‏شمرند. اموال عمومی را ویژۀ خود، و حرمتشان
را لگدکوب می‏کنند. خونهایشان را می‏ریزند و دلهایشان
را از فریب و ترس مالامال می‏سازند...(3).
-----------------------------------------------
1. کنز العمّال، ج 14، ص 265، ح 38667.
2. الکافی، ج 2، ص 91، ح 12.
3. تفسیر القمّی، ج 2، ص 82 - 279، سورۀ محمّد صلّی‏الله‏علیه‏و‏آله. 
حکومت زشتکاران دروغگو
رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) فرمود:
رهبرانی بر شما حاکم می شوند که روزیهایتان را در دست می گیرند.
با شما به دروغ سخن می گویند و کار می کنند و آن را بد انجام می دهند.
از شما جز با نیک شمردن کار زشتشان و راست پنداشتن گفتار دروغشان
راضی نمی شوند. شما نیز تا می پسندد بر مبنای حق با آنان رفتار کنید
و اگر از حق تجاوز کردند [با آنان مبارزه کنید]. پس هر کس بر این اساس
کشته شود، شهید است(1).
-------------------------------------------------
1. المعجم الکبیر، ج 22، ح 910، ص 362.
حکومت کودکان، زنان و خواجگان
در آخرالزمان کسانی که از عقل و تجربۀ کافی در ادارۀ امور برخوردار نیستند و از راه و رسم درستِ زمانه بی خبرند، بر مردم حاکم و مایۀ گرفتاری می شوند. 
در متون زرتشتیان آمده است:
پادشاهی با کودکان افتد. پس روزگار ندانند 
و در روزگار ایشان بدی پدیدار آید(1).
در کتاب مقدّس می خوانیم:
و امّا قوم من، کودکان بر ایشان ظلم می کنند 
و زنان بر ایشان حکمرانی نمایند(2).
امام علی(علیه السلام) می فرماید:
در آن هنگام، حکومت به کمک رایزنی با کنیزان، 
فرمانروایی کودکان و مدیریّت خواجگان خواهد بود(3).
------------------------------------------------------
1. جاماسپ نامۀ فارسی، ص 87، ف 6، بند 2.
2. کتاب مقدّس، عهد عتیق، ص 1010، کتاب اِشَعیاء نبی، ب 3، آیۀ 12.
3. ترجمه و شرح نهج البلاغة، ص 132، حکمتها، ش 98.
حکومت پَستها و پابرهنه ها 
از شگفتیهای آخرالزمان آن است که انسانهای پَست و افراد نادار و ناتوان دولتمند می شوند.
گزارش هندوان 
ویشْنو پورانا، در بارۀ عصر کالی یا آخرالزّمان، چنین می‏گوید:
فساد بر همه چیز حکمفرما خواهد شد، دولت و ثروت تنها معیار ارزش
و مقام، شهوت یگانه پیوند میان زن و مرد، دروغ تنها راه موفّقیّت در
امور دنیوی محسوب خواهد شد. نظام طبقاتی(1) متلاشی شده
و دستورات و احکام ودایی را کسی دیگر رعایت نخواهد کرد.
برهمنها و کشاتریاها از مقام خود سقوط خواهند کرد
و پست‏ترین طبقه یا «شودراها» حاکم بر زمین خواهند بود(2).
گزارش زرتشتیان 
بر اساس متون زرتشتیان، انسانهای پَست و دور از وطن به پیشوایی و حکومت می رسند:
خردانِ آواره(3) به پیشگاهی و راینیداری رسند(4).
گزارش مسلمانان 
رسول خدا(صلّی الله علیه وآله) می فرماید:
از نشانه های زمان ظهور آن است که دیده شود
گوسفندچرانان سرپرست مردم اند...(5).
امام علی(علیه السلام) فرمود: 
... پَست ترین مردم رهبرشان شود...(6).
از عبدالله بن عمرو بن عاص نقل شده است:
برای هر چیز دولتی است که به آن می رسد. پس برای اشراف (بلندپایگان)
بر بیچارگان دولتی است. سپس برای بیچارگان و مردم پست در آخرالزمان
دولتی است تا جایی که برای ایشان، دولت از مردم بلندپایه گرفته می شود...(7).
----------------------------------------------------
1. نظام طبقاتی چهارگانۀ هندوان عبارت است از: 1. بَرَهْمَنان (موبدان و روحانیان)؛ 2. کشاتْریاها (سلحشوران و جنگجویان)؛ 3. وَیْشْیاها (بازرگانان)؛ 4. شودْراها (کارگران و کشاورزان و همۀ آنان که به کارهای پستِ جامعه اشتغال دارند)، (ادیان و مکتبهای فلسفی هند، ج 1، ص 294، ف 8 ، با حذف و تصرّف).
2. ادیان و مکتبهای فلسفی هند، ج 1، ص 40 - 39، ف 2 و ص 281، ف 7.
3. یعنی کسانی که پیش از به حکومت رسیدن، به وسیلۀ حاکمان زمان خود به زندگی در مناطق دور از وطن مجبور بودند.
4. زند بهمن یَسن، ص 7، ف 4، بند 36.
5. المسند، ج 3، ص 351، ح 9139.
6. کمال الدین، ص 476، جز ء 2، ب 47، ح 1.
7. الفتن، ص 162، جزء 3، ح 661.
حکومت روحانیّون
با سقوط حکومت پادشاهی در ایران و پیروزی انقلاب در 22 بهمن 1357 (11 فوریۀ 1979) و دخالت علمای مذهبی در ادارۀ امور مردم، به صورت نظریّه پرداز و کارگزار، برای نخستین بار در تاریخ اسلام و تشیّع، پدیدۀ شگرف «حکومت روحانیّون» شکل گرفت.
رسول خدا(صلّی الله علیه وآله)، هنگامی که واپسین حج را گزارد، در میان گروهی از یارانش از جمله سلمان، در بیان نشانه های قیام قائم(علیه السلام) چنین فرمود:
... در این هنگام، «رُوَیْبَضَه» سخن خواهد گفت. سلمان گفت: ای فرستادۀ خدا،
پدر و مادرم به فدایت، «رویبضه»(1) چیست؟ فرمود: کسانی در بارۀ کار تودۀ مردم
سخن خواهند گفت که پیش از این چنین نمی‏کردند. اینان جز زمانی کوتاه
درنگ نمی‏کنند، تا آنکه زمین از فراوانی باران سست شود و هر گروهی 
گمان کند که این حالت تنها در منطقۀ آنان رخ داده است. اینان، تا آن گاه 
که خدا بخواهد، (بر سریر قدرت) می‏مانند و در لابه‏لای همین مدّت، زمین 
را می‏کاوند. زمین نیز پاره‏های دل خود، تلا و نقره، را به سویشان می‏افکند 
(و به گنجهای مدفون در آن دست می‏یابند)(2). آن گاه، با دست خود به ستونها 
اشاره کرد و فرمود: به اندازۀ اینها. سپس فرمود: امّا در آن روز، تلا و نقره سودی 
نخواهد داشت؛ و معنای فرمودۀ خدا }فقد جاء أشراطها{(3) همین است(4).
در این حدیث، از عبارت «کسانی در بارۀ کار تودۀ مردم سخن خواهند گفت که پیش از این چنین نمی‏کردند»، به خوبی می فهمیم که مراد پیامبر اسلام(صلّی الله علیه وآله) از «رویبضه»، کسانی جز روحانیّون (عالمان مذهبی) نیست که پیش از حاکم شدن بر ملّت ایران، کارشان تنها تبلیغ معارف دینی بود و دخالتی در ادارۀ امور مردم نداشتند. 
همچنین، از عبارت یادشده هویدا می گردد که حکومت روحانیّون درازمدّت خواهد بود و طیّ این مدّت امکانات مادّی فراوانی به دست می آورند و هنگامی که زمین از فراوانی بارش باران سست گردید، حکومتشان جز مدّتی کوتاه نمی پاید. 
شایان توجّه است، بنا بر پژوهش نگارنده در متون زرتشتی و اسلامی، هر گونه تلاشی از سوی هر قدرتی برای برکناری روحانیّون از قدرت بی نتیجه خواهد بود، و بنا بر مصالح الهیّه، این گروه تا سال پیش از قیام امام مهدی(علیه السلام) بر کرسی قدرت تکیه خواهند زد!
فردوسی، دانشمند بزرگ شیعی و شاعر نامدار ایرانی، با استفاده از روایات اسلامی و متون زرتشتیان، در بارۀ برکنار شدن پادشاهان از قدرت و به حکومت رسیدن روحانیّون در ایران در دورۀ آخرالزمان، اشعاری ارزشمند سروده که ما در اینجا به برخی از بیتهای آن اشاره می کنیم:
زمانه زمانی است چون بنگری ندارد کسی آلت داوری
که این خانه از پادشاهی تهی است نه هنگام پیروزی و فَرَّهی است
بپوشد از ایشان گروهی سیاه ز دیـبا نهـــند از بَرِ سـر کلاه
همه گنجها زیر دامن نهند بمیرند و کوشش به دشمن دهند 
بُوَد دانشومند و زاهد به نام بکوشد از این تا که آید به کام(5)
-------------------------------------------
١. رویبضه مصغّر رابضه است. مراد از «رابضه»، انسان بی‏ارزش و پستی است که از خواستن یا انجام‏دادن کارهای بزرگ عاجز است. «رویبضه» به معنای چوپانها نیز به کار رفته است (رک: لسان ‏العرب، مدخل «ربض»).
٢. در سالهای نزدیک به ظهور امام مهدی(علیه السلام)، به دلیل برخورداری بشر از فن‏آوریهای پیشرفتۀ اکتشافی و دستیابی آسان وی به اعماق زمین و ژرفای دریاها، کشف گنجها و معادن رو به افزایش می‏نهد، و چنان که پیامبر اسلام(صلّی الله علیه وآله) پیش بینی فرموده است و ما اکنون شاهد آنیم، روحانیّونی که در آخرالزمان به حکومت می رسند، از امکانات موجود برای کشف و استخراج گنجها و معادن ایران زمین، بهره های بسیاری می برند.
3. بی‏گمان، نشانه‏های آن (ساعت) فرا رسیده‏اند (قرآن کریم، سورۀ محمّد صلّی‏الله‏علیه‏وآله، آیۀ 18).
4. تفسیر القمّی، ج 2، ص 82 - 279، سورۀ محمّد صلّی‏الله‏علیه‏و‏آله (برای آگاهی از متن کامل حدیث، به کتاب «مژدۀ ظهور، ج 2 ، ص 162- 156»، مراجعه کنید).
5. شاهنامۀ فردوسی، ص6- 1343، پادشاهی یزدگرد (برای مشاهدۀ ابیات بیشتری از این اشعار، به کتاب «مژدۀ ظهور، ج 1، ص 3- 32»، مراجعه کنید).
حکومت بنی عبّاس
یکی از مهمترین و عجیبترین نشانه های نزدیک شدن زمان ظهور امام مهدی(علیه السلام) برپایی دوبارۀ حکومت بنی عبّاس، در آخرالزمان، در مشرق زمین است.
حاکمان «بنی عبّاس» (فرزندان عبّاس)، سلسله‌ای از نوادگان عبّاس بن عبدالمطّلب، عموی رسول خدا(صلّی الله علیه وآله)، می باشند که پس از خلفای اموی، برای نخستین بار به قدرت رسیدند و رهبری جهان اسلام و حکومت بر مسلمانان را در اختیار گرفتند.
بنی عبّاس، پس از سالها مبارزۀ مخفی بر ضدّ خلفای اموی و دعوت از کسانی که از حکومت ظالمانۀ بنی امیّه به ستوه آمده بودند، سرانجام در سال 132هـ.ق، با کمک ابو مسلم خراسانی(1) و نیروهایش، توانستند حکومت ظالمانه و هزارماهۀ (حدود 91 سالۀ) دودمان اموی را بر اندازند.
از عبّاسیان 37 نفر به حکومت رسیدند و نخستین آنان سفّاح است که در 132هـ.ق در کوفه بر تخت خلافت نشست و آخرینشان مستعصم می باشد که در 656 هـ.ق در بغداد به دست نیروهای هولاکوخان مغول کشته شد. با کشته شدن مستعصم، خلافت 524 سالۀ عبّاسیان که با ستم و فساد بسیار همراه بود، به پایان رسید و فقط نامی از آن در تاریخ باقی ماند.
ابو الأشعث لیثی گفته است:
برای بنی عبّاس دو پرچم خارج خواهد شد: یکی از آن دو آغازش یاری (آسانی)
و پایانش سنگینی (سختی) است؛ یاری اش نکنید و خدا آن را یاری نکند، و دیگری
ابتدایش سنگینی و نهایتش کفر است؛ یاری اش نکنید و خدا آن را یاری نکند(2).
امام موسی کاظم(علیه السلام) که دوران امامتش معاصر با چهار خلیفۀ عبّاسی بود، فرمود:
حکومت بنی عبّاس نیرنگ و پنهانکاری است. از میان می رود تا آنجا 
که که گفته می شود: از آن چیزی باقی نمانده است، سپس نوسازی 
می گردد تا آنجا که گفته می شود: چیزی از آن نگذشته است(3).
با توجّه به آنکه ما در دورۀ آخرالزمان به سر می بریم، نگارنده شایسته می داند از سرّی از اسرار آیات قرآن کریم پرده بردارد و این سر که تا کنون بر مفسّرین قرآن کریم و پژوهشگران در اخبار آخرالزمان پوشیده مانده بود، عبارت است از خبردادن یکی از آیات قرآن کریم از برپایی دولت بنی عبّاس در سالهای نزدیک به ظهور امام مهدی(علیه السلام). 
جابر بن یزید جعُفی از امام صادق(علیه السلام)، در بارۀ تأویل آیات سورۀ فجر، چنین روایت کرده است:
سخن خدای متعالی: «والفجر» (سوگند به سپیده دم) همان قائم،
«و لیالٍ عشر» (شبهای دهگانه) امامان(علیهم السلام) از حسن تا حسن،
«و الشفع» (جُفت) امیر مؤمنان و فاطمه(علیهما السلام)، «و الوتر» (تَک)
همان خدای یکتایی است که برای او شریکی نیست، «و اللّیل اذا یسر»
(و شب، هنگامی که سپری شود) همان دولت حَبتَر (روباه) است؛
پس آن دولت به سوی دولت قائم(علیه السلام) می رود(4).
مراد از «حسن تا حسن»، امامان بین امام علی و امام مهدی(علیهما السلام)، یعنی امام حسن مجتبی تا امام حسن عسکری(علیهم السلام) می باشد.
در این حدیث، امام صادق(علیه السلام)، به دلیل نیرنگبازی و پنهانکاری بنی عبّاس، از دولت آنان به «دولت روباه» تعبیر کرده است، و چنان که می دانید، نزد مردم، روباه جانوری حیله گر و پنهانکار به شمار می آید. البتّه اگر واژۀ «حبتر» در روایت یادشده را به معنای «مرد کوتاه قامت» بدانیم، در این صورت، پیش از ظهور امام مهدی(علیه السلام)، آخرین حاکم از نظام عبّاسی شخصی کوتاه قامت خواهد بود.
گفتنی است، در روایات اسلامی، به دلیل استفادۀ زیاد بنی عبّاس از رنگ سیاه در پوشش سر، تن، پا و یا پرچم، از آنان با عنوان «صاحبان پرچمهای سیاه» و از پرچمهایشان با عنوان «پرچمهای سیاه» یاد شده است. همچنین، در احادیث اسلامی، به دلیل به کاربردن کلاهها (عمامه ها) و پرچمهای سیاه به وسیلۀ نیروهای حسینی خراسانی که در آخرالزمان، در خراسان قیام می کنند، از آنان با عنوان «صاحبان پرچمهای سیاه» و از پرچمهایشان با عنوان «پرچمهای سیاه» یاد شده است. بنا بر این، در آخرالزمان دو پرچم سیاه خواهد بود که نخستین آن دو، متعلّق به بنی عبّاس و دومین آن دو، از آنِ نیروهای حسینی خراسانی است. 
امام علی(علیه السلام) می فرماید: 
هر گاه پرچمهای سیاه را دیدید، به زمین بچسبید و دستها و پاهایتان
را تکان ندهید. سپس گروهی ضعیف که به آنان اهمّیّت داده نمی شود
و دلهایشان چون پاره های آهن است، آشکار خواهند شد. ایشان که 
به هیچ عهد و پیمانی وفا نمی کنند، به حق دعوت می کنند، در حالی که 
اهلش نیستند، نامهایشان کنیه ها و نسبتهایشان به آبادیهاست(5)، 
موهایشان مانند موهای زنان رهاست، دارای دولت اند تا آنکه میانشان
اختلاف افتد. سپس خداوند حق را به هر کس که بخواهد می دهد(6).
در سطرهای آغازین این حدیث، دو احتمال وجود دارد:
نخست آنکه، عبارت «هر گاه پرچمهای سیاه را دیدید»، به بنی عبّاس قدیم، و عبارت «سپس گروهی ضعیف که به آنان اهمّیّت داده نمی شود...»، به بنی عبّاس جدید اشاره داشته باشد.
دوم اینکه، هر دو عبارت یادشده به بنی عبّاس جدید اشاره داشته باشد، با این تفصیل که عبارت نخست، با دور آغازین مبارزات این گروه در آخرالزمان، و عبارت دوم، با دور پایانی اقدامات این گروه و تشکیل حکومت به وسیلۀ آنان در آخرالزمان مرتبط باشد که در هر دو دوره نباید با آنان همکاری نمود.
امام باقر(علیه السلام) نیز فرموده است:
... آشکار می شود اَکیَس (زیرکتر) با گروهی که به آنان اهمّیّت 
داده نمی شود، دلهایشان چون پاره های آهن است، موهایشان 
تا شانه هایشان بوده، برای ایشان دلسوزی و بخششی بر دشمنانشان 
نیست، نامهایشان کنیه ها و قبیله هایشان آبادیهاست(7) و بر ایشان 
لباسهایی مانند رنگِ شبِ تاریک است. اکیس این گروه را به سوی آل عبّاس 
رهبری می کند و دولت آنان را فراهم می سازد. پس بزرگان آن زمان را 
می کشند تا جایی که آن بزرگان از دست این گروه به بیابان فرار می کنند(8). 
همواره دولتشان بر قرار است تا آنکه ستارۀ دنباله دار پدیدار شود 
و میانشان با یکدیگر اختلاف افتد(9).
از این روایت چنین می فهمیم، اکیس که بنیان گذار حکومت بنی عبّاس است، خود از بنی عبّاس نیست. 
--------------------------------------------------------------- 
1. عبدالرحمن بن مسلم، معروف به ابومسلم خراسانی، یکی از بزرگترین سرداران عبّاسی است که در راه استقرار حکومت عبّاسیان، جنایات بی شماری را مرتکب شد و مردم زیادی را کشت. وی سرانجام به دست منصور - دومین خلیفۀ عبّاسی- به قتل رسید.
2. الفتن، ص 136، جزء 3، ح 556.
3. الغیبة، ص 314، ب 18، ح 9.
4. بحار الأنوار، ج 24، ص 78، ب 30، ح 19.
5. یعنی این گروه عرب نیستند. زیرا عربها کنیه مانند ابوالفضل را نام اشخاص قرار نمی دهند و افراد را به جای آبادیها، به قبیله ها نسبت می دهند. 
6. الفتن، ص 136، جزء 3، ح 558.
7. یعنی بر خلاف عربها که به قبیله هایشان نسبت داده می شوند، این گروه نسبتهایشان به آبادیهاست.
8. فرار به بیابان کنایه از شدّت گرفتاری بزرگان آن زمان است.
9. الفتن، ص 134، جزء 3، ح 552. 
درگیری غربیها با بنی عبّاس
درگیری غربیها با بنی عبّاس در دو منطقه صورت می گیرد: یکی در سرزمین شام، با بخشی از نیروهای طرفدار دولت بنی عبّاس، و دیگری در مرکز حکومت بنی عبّاس در مشرق زمین، با نیروهای اصلی دولتشان.
ابو وهب کلاعی گفته است: 
همواره حکومت بنی عبّاس بر کسی که با ایشان دشمنی ورزد،
چیره اند تا آنکه اهل مغرب بر ایشان خروج کنند(1).
1. الفتن، ص 143، جزء 3، ح 587.
درگیری ترکها با بنی عبّاس
ابو مسلم گفته است: 
... همواره پرچمهای سیاه بر کسی که با ایشان دشمنی ورزد،
چیره اند تا آنکه ترکها از دروازۀ ارمنیّه وارد شوند(1).
کعب الأحبار نیز می گوید:
... بی گمان قائم از فرزندان علی(علیه­السلام) است... پس از غیبتش، 
با طلوع ستارۀ سرخ، خرابی زوراء که همان ری است، فرورفتن مُزَوَّرَه 
که همان بغداد است، خروج سفیانی و نبرد فرزندان عبّاس 
با جوانان ارمنستان و آذربایجان، ظاهر می شود...(2).
1. الفتن، ص 144، جزء 3، ح 593.
2. الغیبة، ص ۱۴۹، ب 10، ح ۴. 
خروج خراسانی و سفیانی بر بنی عبّاس
بر اساس روایات اسلامی، بنی عبّاس در سال پیش از قیام امام مهدی(علیه السلام) در حلقۀ محاصرۀ نیروهای حسینی خراسانی و سفیانی شامی قرار می گیرند و نابودی عدّۀ زیادی از ایشان به دست آن دو گروه خواهد بود. 
دلیل دشمنی خراسانی با حاکمان بنی عبّاس، ستم ورزی ایشان در حقّ شیعیان امام علی(علیه السلام) و همکاری و ارتباط آنان با دولت کفر چین- دشمنان نیروهای خراسانی ساکن استان سین کیانگ - می باشد.
علّت کینه ورزی سفیانی نسبت به حاکمان بنی عبّاس، چیزی جز فتنه انگیزی آنان در سرزمین شام و گرفتارساختن فلسطینیان نمی باشد. 
ابو جعفر امام باقر(علیه‏السّلام) فرمود:
به ناچار بنی عبّاس حکومت خواهند کرد. پس هر گاه حاکم شدند 
و اختلاف پیدا کردند و کارشان پراکنده گردید، خراسانی و سفیانی 
بر ایشان می شورند؛ آن از مشرق و این از مغرب، در حالی که
مانند دو اسب مسابقه، به سوی کوفه پیشی می گیرند. آن 
از آنجا و این از اینجا تا آنکه نابودی ایشان به دست آن دو خواهد بود. 
آگاه باشید، هرگز آن دو کسی از ایشان را باقی نمی گذارند(1).
امام علی(علیه‏السّلام)، در بیان نشانه‏های قیام امام مهدی(علیه السلام)، از نابودی حاکمان بنی عبّاس به دست نیروهایی چینی‏تبار (لشکر حسینی خراسانی)، خبر می دهد:
... هر گاه پادشاهان بنی‏عبّاس را که کورباطن و اشتباه‏اندازند، تیراندازان 
کماندار که چهره‏هایی چون سپرها دارند، از پای درآورند و بصره ویران گردد، 
در آن هنگام، قیام‏کننده از فرزندان حسین(علیه‏السّلام) به پا می‏خیزد(2).
علی بن ابی حمزه می گوید: با ابوالحسن موسی بن جعفر(علیهماالسلام) بین مکّه و مدینه همراه شدم، پس روزی به من فرمود: 
ای علی، اگر اهل آسمانها و زمین بر بنی عبّاس بشورند، بی گمان، زمین 
با خونشان سیراب می گردد، مگر آنکه سفیانی خروج کند...(3).
1. الغیبة، ص 269، ب 14، ذیل ح 18.
2. بحار الأنوار، ج 52، ص 275، ب 25، ح 168.
3. الغیبة، ص 314، ب 18، ح 9.
پایان کار بنی عبّاس
در پایان کار بنی عبّاس، مردم دچار فتنه، شر، ترس، نا امیدی و کفر می گردند.
ابی قبیل گفته است:
مردم همواره در خوشی و آسایش اند تا زمانی که حکومت بنی عبّاس
سست نشود. پس هر گاه حکومت ایشان سست گردید، 
همواره در فتنه اند تا آنکه مهدی قیام کند(1).
از محمّد بن حنفیّه نقل شده است:
بنی عبّاس حکومت می کنند تا آنکه مردم از خیر نا امید شوند.
سپس کارشان پراکنده می گردد. پس اگر جز سوراخ عقرب نیافتید،
وارد آن شوید. زیرا بی گمان، در مردم شرّی درازمدّت خواهد بود.
آن گاه، حکومتشان نابود می گردد و مهدی قیام می کند(2).
این حدیث به مسلمانان می آموزد که سالهای پایانی حکومت بنی عبّاس، سالهایی پُربلا خواهند بود و انسان برای در امان ماندن از بلاها، باید خود را از آشوبها بر کنار نگه دارد و به مناطق امن پناه برد. 
بر اساس حدیثی از امام صادق(علیه‏السّلام)، حاکمان بنی عبّاس در پایان کارشان، برای حفظ حکومت خویش، مردم را دچار وحشت می کنند.
محمّد بن مسلم گفت: از ابو عبدالله(علیه‏السّلام) شنیدم که می‏فرمود:
بی‏گمان پیشاپیش[قیام](3) قائم،[نشانه هایی اند](4) که آزمایشی 
از سوی خداوند [متعالی برای بندگان مؤمن اش خواهند بود.] (5)
گفتم: فدایت شوم، آن آزمایش چیست؟ پس آیۀ ] و البتّه شما را با 
چیزی از قبیل ترس، گرسنگی و کاستی در مالها و جانها و میوه‏ها 
می‏‏آزماییم، و (تو ای رسول) شکیبایان را مژده بده [(6) را قرائت 
نمود و سپس فرمود: ترس از پادشاهان فرزندان فلانی 
[در پایان حکومتشان](7)، گرسنگی به خاطر گرانی قیمتها، 
کاهش مالها به علّت کساد تجارتها و کمی رشد آنها، کاستی 
جانها به خاطر مرگی شتابان و فراگیر، کم‏شدن میوه‏ها 
به‏ علّت رویش اندک کِشْته‏ها و کمی برکت میوه‏ها. 
سپس فرمود: در این هنگام، شکیبایان را به 
شتابان‏شدن خروج قائم(علیه‏السّلام) مژده بده(8).
1. الفتن، ص 140، جزء 3، ح 572.
2. الفتن، ص 143، جزء 3، ح 584.
3. الغیبة، ص 250، ب 14، ح 5.
4. کمال الدین، ج 2، ص 589، ب 57، ح 3.
5. الغیبة، ص 250، ب 14، ح 5.
6. ]و لنبلونّکم بشیء من‏ الخوف و الجوع و نقص من الأموال و الأنفس و الثمرات و بشّر الصابرین[ (قرآن کریم، سورۀ بقره، آیۀ 155).
7. الغیبة، ص 250، ب 14، ح 5 و کمال الدین، ج 2، ص 649، ب 57، ح 3.
8. الإرشاد، ج2، ص8- 377.





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 مرداد 1389 توسط محمد مالکی


گل نرگس
آخرین مطالب
نویسندگان
نظر سنجی
پیوند ها
آرشیو مطالب
آمار سایت