تبلیغات

کد دعای فرج برای وبلاگ

به وب سایت منتظران یوسف زهرا (عج) خوش آمدید

                                                                  زورا کجاست؟  
بنا بر مشهور نزد مردم، «زَوراء» همان «بغداد» است و در لغت عرب از مادّۀ «زَور» به معنای کژی و انحراف، ریشه می گیرد. بغداد را به این دلیل زوراء نامیده اند که مسیر رود دجله، نرسیده به این شهر منحرف می شود(1). زوراء از اسامی دجله نیز هست. البتّه زوراء در اصل نام بخش غربی و کهن بغداد است؛ چنان که به باغ قدیم واقع در منطقۀ کرخ، در غرب بغداد، که هم اکنون نیز آثاری از آن بر جای مانده است، باغ زوراء می گویند.
نگارنده با پژوهش در روایات اسلامی، به ویژه اخبار مرتبط با حوادث آخرالزمان، چنین دریافته است که واژۀ «زوراء» دو کاربرد متفاوت داشته و در سخنان پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) و امام علی(علیه السلام) بر «بغداد»، و در کلمات کعب الأحبار، امام صادق و امام مهدی(علیهما السلام) بر تمام «ری» (تهران جدید) یا بر «پشت ری» که همان شهر «تهران» قدیم باشد، «زوراء» اطلاق شده است. همچنین، در سخنان یاران پیامبر اسلام(صلّی الله علیه وآله) و امام علی(علیه السلام)، مانند حذیفه، گاهی مراد از «زوراء» همان «بغداد» و زمانی مقصود از «زوراء»، «پشت ری» یا بخش شمالی «تهران» جدید می باشد. در هر حال، در روایات اسلامی مرتبط با آخرالزمان، واژه های «ری» و «زوراء» تقریباً کاربرد و معنایی برابر با «تهران» دارند، مگر «پشت ری» که بر بخش شمالی تهران کنونی اطلاق می گردد. 
1. در برخی منابع قدیم، مانند معجم البلدان (ج 3، ص 156، «زوراء»)، آمده است که بغداد را به دلیل کجی قبله اش زوراء نامیده اند. این وجه تسمیه از نظر ما پذیرفتنی نیست.
کاربرد زوراء در بغداد
حُذَیفَه می گوید: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: 
در زوراء رویدادی خواهد بود. گفتند: ای رسول خدا، زوراء چیست؟
فرمود: شهری است در مشرق، میان رودها که شرورترین آفریدگان خدا
و زورگویانِ امّت من در آنجا ساکن می شوند و چهار نوع عذاب می شود؛ 
با شمشیر، خسف، قذف و مسخ(1).
خَسْف، فرورفتن چیزی در زمین یا غرق‏شدن آن در آب است. مَسْخ، دگرگونی صورت و سیرت چیزی است به شکلی جز آنچه هست؛ مانند مبدّل‏شدن انسان اهلی دوپا به حیوان وحشی چهارپا. قَذْف، پرتاب‏کردن چیزی از مکانی به مکانی دیگر است؛ مانند سنگ‏باران، بمب‏باران و موشک‏باران(2). 
ابو قیس از علیّ بن ابی طالب(علیه السلام) نقل کرده است که او فرمود: شنیدم که پیامبر(صلّى الله علیه و سلّم) می فرماید: 
میان دجله و فرات شهری خواهد بود که فرمانروایی بنی عبّاس 
در آنجا می باشد، و آن شهر، زوراء است که در آنجا جنگی تکّه تکّه کننده 
خواهد بود که در آن، زنان اسیر و مردان سر بریده می شوند؛ 
چنان که گوسفند سر بریده می شود.
ابو قیس گفت: به علی گفته شد: ای امیر مؤمنان، برای چه رسول خدا(صلّى الله علیه و سلّم) آن شهر را زوراء نامید؟ فرمود:
برای آنکه جنگ گرداگرد آنجا می چرخد تا آنکه تمام آن را می پوشاند(3).
امام باقر(علیه السلام) فرمود:
بی گمان، امیر مؤمنان(علیه السلام) هنگامی که از جنگ با خوارج بازگشت،
از «زوراء» گذر کرد و به مردم (همراهان خود) فرمود: آنجا «زوراء» است. 
پس بروید و از آنجا دور شوید؛ زیرا فرورفتن به سوی این سرزمین، 
از میخی که در سبوس گندم فرو رود، شتابانترست...(4).
1. عقدالدرر، ص 117، ب 4، ف 2. 
2. روزگار رهائی، ج 2، ص 854، بخ 17، با حذف و تصرّف اندک.
3. تاریخ بغداد، ج 1، ص 64.
4. بحار الأنوار، ج 33، ص 437، ب 27، ح 645.
کاربرد زوراء در ری و پشت ری 
در خبری از کعب الأحبار، در بیان نشانه های ظهور قائم(علیه السلام)، واژۀ «زوراء» بر «ری» و «مزَوَّرَه» بر «بغداد» اطلاق شده است: 
… خرابی زوراء که همان ری است، 
فرو رفتن مزوَََّره که همان بغداد است…(1).
امام صادق(علیه السلام)، در بیان حوادث آخرالزمان، از «پشت ری» یا بخش شمالی تهران جدید با نام «زوراء» یاد کرده است: 
معاویة بن وَهب روایت می گوید: ابو عبدالله(علیه السلام)
این بیت شعر را که سرودۀ ابن ابی عَقِب است، مَـثَل آورد:
"از آنان در زوراء هنگام چاشت"
"هشتاد هزار نفر چون شتر کشته می شوند"
سپس به من فرمود: زوراء را می شناسی؟ گفتم: فدایت شوم، 
می گویند: همان بغداد است. فرمود: نه. آن گاه فرمود: تا کنون 
وارد ری شده ای؟ گفتم: آری. فرمود: به بازار چهارپایان رفته ای؟ 
گفتم: آری. فرمود: از سمت راست راه، کوه سیاه را دیده ای؟
همان جا زوراء است که در آن، هشتاد هزار تن کشته می شوند،
و از ایشان، هشتاد مرد از فرزندان فلانی که همه شایستۀ رهبری اند،
کشته می شوند. گفتم: فدایت شوم، چه کسی آنان را می کشد؟
فرمود: فرزندان عجم (ایرانیان) (2).
همچنین، در خبری از صاحب‏الزّمان(علیه‏السلام)، در بیان پاره‏ای از حوادث آستانۀ ظهور، از «پشت ری» یا بخش شمالی تهران کنونی با نام «زوراء» یاد شده است:
... شَروسی از ارمنستان و آذربایجان، به قصد پشت ری، 
کوه سیاه متّصل به کوه قرمز و چسبیده به کوههای تالقان، 
خروج می کند. در نتیجه، بین او و مَرْوَزی نبردی سخت در می‏گیرد 
که در آن، خردسال پیر، و پیرْ فرتوت می‏شود و میان آن دو کشتار
آشکار می گردد. پس در این هنگام، منتظر خروج وی (شروسی)
به سوی زوراء (پشتِ ری) باشید. او در آنجا درنگ نمی‏کند
تا آنکه به ماهان و سپس به واسطِ عراق برود...(3).
مراد از «کوه سیاه»، بخشی از رشته کوههای البرز واقع در شمال غربی تهران است که از دور سیاه دیده می شود و بین آنجا و کوههای تالقان، در منطقۀ کرج، کوههای قرمز‏رنگی وجود دارند، و مقصود از «ماهان»، «دَینَوَر» و «نَهاوَند» است.
1. الغیبة، ص 149، ب 10، ح 4.
2. الکافی، ج 8، ص 126، ح 198.
3. بحار الأنوار، ج 52، ص 45، ب 18، ح 32، به نقل از: کمال ‏الدّین، ص 7- 426، جزء 2، ب 44، ح 23 (برای آگاهی از متن کامل حدیث و شرح آن، به مبحث «جنگ امریکا و روسیه با ایران، پیشگوییهای روایات اسلامی»، مراجعه کنید).




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 مرداد 1389 توسط محمد مالکی


گل نرگس
آخرین مطالب
نویسندگان
نظر سنجی
پیوند ها
آرشیو مطالب
آمار سایت